تحلیلی از شرایط فعلی جبهه حق و باطل/ چطور خودمان را برای فتح خرمشهرهای پیش رو آماده کنیم؟

حجت الاسلام وکیل پور مدیر موسسه امیربیان تهران ظهر پنجشنبه 28 آذر 98 با حضور در مدرسه آیت الله مجتهدی، قبل از شروع فصل جدید آموزشی نکاتی را برای متعلمین بیان کردند که در ادامه می توانید بخشی از آن را مطالعه نمایید...

حضرت آقا در یک سخنرانی فرمودند خرمشهر ها در پیش است. من معمولا وقتی رهبری شرایط را مقایسه می کند با یک حادثه ای یا یک واقعه ای؛ میروم آن جریان را مطالعه می کنم. مثلا آقا فرمودند در شرایط بدر و خیبریم. یا فرمودند جنگ احزاب. باید آن واقعه را بدانیم تا بتوانیم تطبیق بدهیم. خود آقا شاید فرصت نباشد تمام وجه شبه ها را باز کند و تطبیق بدهد. اشاره می کند و ما باید مطلب را کنکاش کنیم.

یک مقایسه ای کنیم ببینیم شرایط در خرمشهر چطور بود و امروز چطور است.

اولین نکته ای که به ذهن می رسد این است که در خرمشهر از مسئولین کاری بر نیامد. میگفتند زمین بدهیم زمان بگیریم. انگار آقا میخواهد بگوید از مسئول قطع امید کنید. امید آقا به جوانان است . به نیروهای مردمی است.

 

نکته دوم این است که خرمشهر  خودجوش بود. آتش به اختیار بود. هر کس هر کاری از دستش بر می آمد انجام میداد. ادبیات آقا که می گوید آتش به اختیار یعنی برو کار کن.

سوم اینکه در جریان خرمشهر مسجد، محور شد. حاج حسین یکتا می گفت ما ده سال در مسجد خوابیدیم. باید برگردیم به مسجد

 

نکته چهارم اینکه خرمشهر جنگ جدیدی بود. ما قبل از آن جنگ کوچه و خیابان نداشتیم. سبک جنگ عوض شد. امروز هم جنگ ما متفاوت است. نوع جنگ الان اقتصادی است. آن جبهه عظیم فرهنگی دشمن همه آمدند در این جنگ اقتصادی. باید بدانیم امام جماعت شدیم چطور نقش ایفا کنیم. در محله چطور  اشتغال ایجاد کنیم. مثلا تولیدات خانگی را راه بیندازیم.

 

خرمشهر گلوگاه بود. اگر اینها خرمشهر را رد می کردند خیلی سریع به هدفشان که تهران بود میرسیدند. جریان اقتصادی الان گلوگاه شده، باید این گلوگاه را مراقبت کنیم.

 

قضیه دیگر اینکه مردم در خرمشهر آمدند وسط. شما عکس ها را نگاه کنید غالبا در خرمشهر رزمنده ها لباس های شخصی خودشان است.

 

دو نکته بعدی خیلی مهم است.

شهید جهان آرا  وسط عملیات که آتش سنگین شد و بچه ها احتمال داشت کم بیارند. گفت: بچه ها! اگر شهر سقوط کرد پس می گیریم . مواظب باشیم ایمانمان  سقوط نکند. در همین  جریان اخیر که آقا صحبت کرد  در مورد بنزین، یه آدم هایی بد خوردند زمین! آدم های کله گنده. حزب اللهی! باید مراقب باشیم تو این جریان ایمان ها نلرزد. شهید سیاهکالی در کتاب یادت باشد که حضرت آقا این بخش کتاب را اشاره کردند. زمانی که شهید از در خانه بیرون می رود خانمش میگه: ما رو به کی میسپاری؟ شهید سیاهکالی می گه دلم رو لرزوندی اما ایمانم رو نمیتونی بلرزونی!

یه گروهی قرار شده شب یلدا کتاب این شهید رو هدیه ببرن برای خانواده ها، چون عکس جلد کتاب عکس اناره، کتاب رو همراه با یک انار هدیه میدن.

آخرین نکته

خرمشهر را خدا آزاد کرد. ما به یه نقطه ای میرسیم که فقط خدا نگهمان میدارد. و قدرت ما به اندازه امکاناتمان نیست به اندازه اتکای ما به خداست. این جمله شهید عبدالله میثمی در طلائیه است که بلند می شود به رزمنده ها می گوید بچه ها قدرت ما به اندازه امکاناتمان نیست به اندازه اتکای ما به خداست.

کار اینقدر بیخ پیدا می کند که میرسیم لب رود نیل! که یا راهی بود که باید پیدا می کردیم و نشد. یا راهی باید میساختیم که نساختیم. اما یک گزینه سومی هم بود .گاهی خدا راه باز میکنه. از دور صدای اسب هاشون میومد. جلو هم که دریا! بعضی ها به امام خودشون پریدن! به پیامبر خودشون پریدن. که ما رو اشتباه آوردی . اینجا بن بسته! اما پیامبرشون چی گفت؟ ان معی ربی، خدا با ماست.

 

دقت کنید بچه ها؛ آقا سه چهار مرتبه این جریان رو تعریف کرده و همین جمله را گفته. بعد می گوید به خاطر اینکه ما مولا داریم و کافرین لا مولی لهم.

ما به اندازه ای که واقعا اتکا به خدا داریم در معرکه می مانیم.

 

ان شاء الله خدا توفیق بده در این خرمشهر هایی که در پیش است ما آن فتح الفتوح را ببینیم. آن پیروزی عظیمی که قرار است اتفاق بیفتد ما از این قافله جا نمانیم ان شاء الله

 

/پایان

 

 

دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید
متن
نام و نام خانوادگی
ایمیل